
وي افزود: اظهارات بنده نه به دليل فشار و نه به دليل اعمال نظر كسي است، چنانچه همين شبهه را در خصوص اظهارات جلسات اخير برخي متهمان نيز وارد كردند.
وي گفت: پرسنل سايت با چاپ شبنامه در ستادهاي ميرحسين موسوي و توزيع آنها، به تضعيف دولت و نظام ميپرداختند.جاسبي به بنده گفت كه بايد هر كاري انجام دهيم تا هر كسي به غير از احمدي نژاد رئيس جمهور شود.
اين متهم بازداشت شده در جريان حوادث اخير تصريح كرد: از سال 82 به توصيه محمد هاشمي رفسنجاني به سازمان بهينه سازي مصرف سوخت رفتم. وقتي وارد آن سازمان شده و شروع به كار كردم در خلال كار متوجه قصد حضور آيت الله هاشمي رفسنجاني در انتخابات دور نهم شدم.
كرمي ادامه داد: بايد بگويم كه در سازمان بهينه سازي مصرف سوخت نيز مهدي هاشمي نقش موثري داشت. وي معتقد بود كه انتخابات در ايران با پول بيت المال برگزار ميشود و اعتقادي به هزينه شخصي براي انتخابات نداشت. لذا بنده با وي صحبت كردم و البته گوشزد هم كردم كه استفاده از پول بيت المال در انتخابات جرم است ولي مهدي هاشمي نميپذيرفت.
ادامه مطلب رو فقط شما بخوانيد
|
روزنامه سوئدي "افتونبلاد" طي گزارشي ربوده شدن و قاچاق اعضاي بدن کودکان و نوجوانان فلسطيني توسط نيروهاي رژيم صهيونيستي را خبر داد. |

| «گفت و گوی تمدن ها» یادآور شخصی است که هشت سال بر کرسی ریاست جمهوری ایران تکیه زده. کسی که دوره ریاست جمهوری او یکی از پر چالش ترین مقاطع بعد از تاریخ انقلاب است. امروز که معاون پارلمانی و مدیر دفتر سابق او به همپیمانی خائنانه او با طراحان و تحریک کنندگان به اغتشاش اعتراف می کند، جستجوگران را به ورق زدن تاریخ و مطالعه عملکرد وی در دوره ریاست جمهوری تشویق می کند.
مسئله گفتگوی تمدن، مسئله ای نیست که خاتمی اولین بار آن را مطرح کرده باشد چرا که برخی متفکران و نویسندگان در قبل و بعد انقلاب به طور گذرا بدان اشاره کردند، اما آن چه موضوع انتساب این عنوان به خاتمی شد، مقارن بودن طرح آن توسط خاتمی با آغاز هزاره سوم و فضای حاکم بر جهان بود. از همین رو بود که سال 2001 به عنوان «گفت و گوی تمدن ها» نامیده شد. اما جالب آن است که امروز دیگر کسی حرفی از سرانجام «گفت و گوی تمدن ها» سخنی به میان نمی آورد. نکته ظریف آن این است که اصولا عمر این گفتمان بسیار کوتاه بود و در همان سال 2001 که مثلا (!)«گفت و گوی تمدن ها» خوانده شده بود، ریس جمهور قدرتمندترین عضو سازمان ملل (آمریکا) به جای آن که به رییس جمهور کشوری که پیشنهاد گفت و گوی تمدن ها را مطرح کرده بود، پیشنهاد گفتگو بدهد ، وی را محور شرارت خواند! |
ادامه مطلب رو فقط شما بخوانيد
عضو مجمع روحانيون مبارز در دفاعيات خود در دادگاه به تلاش اصلاحطلبان براي محدودكردن رهبري ، القاي تقلب براي گسترش دامنه آشوب، هم قسم شدن هاشمي،خاتمي و موسوي و قصد هاشمي براي انتقام گيري از رهبري و رئيسجمهور اعتراف كرد.
محمد علي ابطحي عضو مجمع روحانيون مبارز و رئيسدفتر خاتمي در زمان رياستجمهوري، كه اخيرا بازداشت شده بود در اولين جلسه رسيدگي به جرائم متهمان سياسي حوادث بعد از انتخابات كه صبح امروز شنبه برگزار شد، طي سخناني با اشاره به كيفر خواستي كه از سوي معاون دادستان تهران در ابتداي جلسه بيان شد، گفت: همه صحبتهايي كه معاون دادستان مطرح كرد، بنده قبول داشتم اما مسائلي را بايد مطرح كنم.
وي افزود: چند نفر از دوستان مسائلي را در خصوص اصل مسئله انتخابات مطرح كردند، انتخابات واقعا فوقالعاده بود 40 ميليون نفر مسئلهاي نبود كه بتوان از كنار آن به راحتي گذشت.
عضو مجمع روحانيون مبارز تصريح كرد: بنده شخصا از معدود كساني بودم كه در موضوع انتخابات با حضور موسوي موافق نبودم. سال 84 كه وي براي حضور در انتخابات مطرح شده بود، بنده مخالفت كردم چرا كه اين مقطعي كه وي در سيستم حكومتي حضور نداشت، ميتوانست توهماتي براي موسوي ايجاد كند كه اين توهمات به كشور آسيب ميزد.

* اصلاحطلبان براي محدود كردن مقام معظم رهبري و اعتقادات مردم حركت ميكردند
ابطحي ادامه داد: انتخابات دور دهم، انتخابات متفاوتي بود و شايد انتخاباتي بود كه دو تا سه سال براي آن كار شده بود و تصور ميكنم كه اصلاحطلبان پس از شكست در سه انتخابات براي به نوعي محدود كردن مقام معظم رهبري و اعتقادات مردم حركت كردند.
وي خاطرنشان كرد: بنده اعتراف ميكنم كه بخش عمدهاي از سفرهاي خاتمي به عنوان سفرهاي تبليغي بود كه اين سفرها بتواند توجهات را معطوف به وي كرده و خاتمي را تنها شانس پيروزي در انتخابات ايران مطرح كنند.
* تقلب يك اسم رمز براي آشوب شده بود
عضو مجمع روحانيون مبارز در ادامه تاكيد كرد: اصليترين اتفاقي كه در اين انتخابات افتاد و البته در طول برگزاري، قبل و بعد از انتخابات هم مطرح بود، مسئله تقلب است. بنده البته جايي مطرح كردم كه تقلب يك اسم رمز آشوب شده است كه در آن لشكرسازي براي تقلب وجود داشت و تمرين پهن شدن مردم هم در خيابانها هم در آن موجود بود.
وي افزود: تمرين نگه داشتن گسترده مردم در خيابانها در چارچوب تقلب بود كه ميتوانست معنا پيدا كند.
ابطحي اظهار داشت: آنچه كه معاون دادستان به عنوان انقلاب رنگي يا مخملي عنوان كردند بنده فكر ميكنم ظرفيت آن در كشور وجود داشت البته نميدانم كه نيت آن واقعا وجود داشته يا نه ولي اگر اين ظرفيت در كشور ضعيفتري موجود بود، موفق ميشد و در خصوص رسانه هم بايد گفت كه رنگ سبز بيشتر تبديل به يك رسانه شده بود.
وي گفت: اينكه هنوز نتايج انتخابات مشخص نشده و موسوي خود را به عنوان رئيسجمهور ايران معرفي ميكند و البته خاتمي هم در اين بين به وي تبريك ميگويد نشاندهنده نوعي تفاوت ديدگاه در بحث تقلب است.
عضو مجمع روحانيون مبارز در ادامه افزود: تقلب واقعا در ايران وجود نداشت چرا كه در انتخابات سال 84 وقتي فاصله كروبي و احمدينژاد كمتر از نيم ميليون بود، وزارت كشور خاتمي نپذيرفت كه كلمه تقلب مطرح شود لذا كروبي تخلف در انتخابات را مطرح ميكرد و بنده تعجب ميكنم كه در اين انتخابات با وجود اختلاف 11 ميليوني چگونه بحث تقلب پذيرفته مي شود.
ادامه مطلب رو فقط شما بخوانيد
بعد از گذشت كمتر ازيك هفته از افشاي امضاي پروتكل محرمانه بين آمريكا و گروههاي مسلح عراقي كه از آن به عنوان زمينه ساز كودتا عليه وضع موجود در عراق ياد شده ، ابعاد خطرناكتري از اين توطئه افشا شده تا جايي كه برخي از رهبران بلندپايه عراق را در مظان اتهام قرار داده است .
روزنامه البينه الجديده كه هفته گذشته امضاي پروتكل محرمانه بين آمريكاييها و گروههاي مسلح عراقي را فاش كرده بود، اعلام كرده است كه طارق الهاشمي معاون دوم رييس جمهوري و عضو حزب اسلامي عربهاي سني ، نقش پدرخواندگي اين ديدارها بين آمريكاييها و گروههاي مسلح عراقي را كه با حمايت و نظارت تركيه برگزار شده، به عهده داشته است .

از طرفي دفتر معاون رييس جمهوري عراق در بيانيهاي كه روز شنبه در اختيار ايرنا در بغداد قرار گرفت، به شدت صحت گزارش البينه الجديده را رد كرده و از افشاگريهاي اين روزنامه عراقي به عنوان گزارشهاي مونتاژ شده براي بدنام كردن الهاشمي تعبير كرده است .
اما دولت عراق در موضعي كه نشاندهنده جدي گرفتن اين توطئه است ، در بيانيهاي اعلام كرد كه دو نامه جداگانه براي سفارتخانههاي آمريكا و تركيه در بغداد ارسال كرده و خواستار توضيح واشنگتن و آنكارا در خصوص اين پروتكل محرمانه شده است .
براساس اين بيانيه ، دولت عراق پروتكل محرمانه و محتواي آن را، دخالت آشكار در امور داخلي عراق خوانده است .
يكي از روزنامه نگاران برجسته عراقي در گزارشي كه امروز در بغداد منتشر شد، درباره اين توطئه نوشته است كه بعد از اعتراض كتبي دولت عراق به امضاي پروتكل محرمانه بين آمريكا و گروههاي مسلح ، سفارت آمريكا در بغداد، در نامهاي جزييات پروتكل را در اختيار دفتر نخست وزيري عراق قرار داده و نوشته است كه برخي از رهبران عراق از روند نشستها مطلع بوده اند.
احمد مهدي الياسري گفته است اينكه در نامه سفارت آمريكا از برخي رهبران عراق نام برده منظور طارق الهاشمي است.
وي خاطرنشان كرده است كه اگر صحت گزارشها درمورد نقش پدرخواندگي طارق الهاشمي در اين نشستها ثابت شود، اين اقدام او خيانت به ملت و روند جاري سياسي عراق محسوب ميشود.
ادامه مطلب رو فقط شما بخوانيد
روش كودتاي هندوراس بخشي از دكترين جديد اوباما را تبيين مينمايد كه "قدرت هوشمند " خوانده ميشود. اين دكترين در پي آن است تا اهداف امپرياليستي خود را محقق سازد، بدون اينكه چهرهاي شيطاني از دولت مستقر در واشنگتن به نمايش در آيد.

دكتر "اوا گولينگر "، فارغالتحصيل حقوق از دانشگاه نيويورك و دانشگاه نيومكزيك كه يكي از پايهگذاران ديوان كيفري بينالمللي در دادگاه لاهه است. از اين نويسنده و وكيل آمريكايي، كتابهايي چون "كد چاوز "، "جنگ واشنگتن بر عليه ونزوئلا " و "تقابل بوش و چاوز "، منتشر شدهاست. گولينگر با انتشار يادداشتي در پايگاه تحليلي "ونزوئلا فويا " (Venezuela Foia)، به تشريح ابعاد دخالت واشنگتن در كودتاي نظامي در هندوراس پرداخته است.
................ * * * ................
* وزارت امور خارجه آمريكا پيشاپيش از وقوع كودتا آگاهي داشت.
* وزارت امور خارجه و همچنين كنگره آمريكا، مشاوران و تأمينكننده مالي افراد و سازمانهاي هندوراسي بودند كه در كودتا ايفاي نقش كردند.
* پنتاگون آموزش، ظرفيتسازي و تأمين مالي و تجهيزاتي ارتش هندوراس را بر عهده داشته است و اين ارتش بود كه هم كودتا را به اجرا گذاشت و هم پس از آن در حال سركوب مردم هندوراس بوده است.
* در واقع "هوگو لورنس "، سفير آمريكا در هندوراس، از كساني بود كه بركناري رئيسجمهور "مانوئل سلايا " را از قدرت هماهنگ كرد و "توماس شانون "، معاون وزير امور خارجه آمريكا و "جان نگروپونته "، مشاور هيلاري كلينتون و سفير اسبق آمريكا در اين كشور وي را همراهي ميكردند.
* از همان اولين روز كودتا، دولت آمريكا از "دو طرف درگير " سخن به ميان آورده است و از لزوم برقراري "گفتگو " براي بازگردانيدن روند دموكراسي كه خود نوعا مشروعيتبخشي به كودتاگران است.
* وزارت امور خارجه آمريكا تا كنون قانونا از كودتا خواندن تحولات در هندوراس خودداري به عمل آورده است، حمايت مالي خود و يا تجارت با هندوراس را به تعليق در نياورده و هيچگونه اقدامي را كه دولت موقت را تحت فشار مؤثر قرار بدهد به انجام نرسانيده است.
* واشنگتن با دستاندازي در سازمان كشورهاي آمريكايي(OAS)، باعث شده است طول مدت مذاكراتي كه براي تصميمگيري در مورد آنچه كه براي بازگردانيدن فوري سلايا به جايگاهش ميبايست انجام پذيرد، طولانيتر شده و اين خود بخشي از استراتژي آمريكا است كه از يك سو براي مشروعيتبخشي به دولت كودتا و از سوي ديگر براي به فرسايش كشيدن مقاومت مردمي در برابر كودتا انجام مي شود.
* هيلاري كلينتون، وزير امور خارجه آمريكا و سخنگويان وي پس از اينكه "اسكار آرياس "، رئيسجمهور كاستاريكا به عنوان ميانجي منصوب گرديد، ديگر از بازگشت سلايا به قدرت صحبت نكردند و هم اينك ديكتاتوري را كه به طور غير قانوني و با كودتا قدرت را غصب نموده است، "رئيسجمهور انتقالي " ميخوانند.
* استراتژي مذاكره با كودتاگران با هدف بياعتبار كردن سلايا از سوي باراك اوباما طراحي شد كه مقصر دانستن او را در حوادث پيش آمده و مشروعيت بخشيدن به كودتاگران را مد نظر داشت.
* نمايندگان كنگره آمريكا -اعم از دموكراتها و جمهوريخواهان- ديدار نمايندگاني از سوي كودتاگران را از واشنگتن سازماندهي كردند و از آنها در نهادهاي مختلف پايتخت آمريكا با تشريفات كامل استقبال به عمل آوردند.
* با وجود اينكه سناتور جمهوريخواه "جان مككين "، از طريق يك مؤسسه "لابي " ديدار نمايندگان كودتاگران را از واشنگتن سازمان داد، اما اينك "لاني ديويس " از موسسه "THE CORMAC GROUP " كه وكيل بيل كلينتون و از دوستان نزديك هيلاري كلينتون ميباشد، موضوع لابي كردن براي پذيرش عمومي دولت مستقر در هندوراس را در واشنگتن پيگيري مينمايد.
* "اتو رايش " و "روبرت كارمونا بورخاس " ونزوئلايي -وكيل قانوني "پدرو كارمونا " كه در كودتاي آوريل 2002 ونزوئلا نقش داشت- از واشنگتن صحنه را براي انجام كودتا در هندوراس آماده ساختند.
* تيمي كه از جانب واشنگتن صحنهآرائي انجام كودتا در هندوراس را طراحي كرده بود، شامل گروهي از سفراي آمريكا در آمريكاي مركزي ميشد كه به تازگي منصوب شدهاند و همگي متخصص بيثبات سازي در كوبا به شمار مي روند و همچنين "آدولفو فرانكو "، مسوول كوبا در برنامه كمكهاي بينالمللي آمريكا (USAID) نيز در اين شمار است.
ادامه مطلب رو فقط شما بخوانيد
حماسه ماندگاري كه آحاد ملت ايران در بيست و سوم تير 1378 خلق كردند،بازيگران داخلي و بين المللي را كه چشم اميد به حوادث 18 تير و سرنگوني نظام جمهوري اسلامي ايران دوخته بودند آنچنان كور كرد كه سكوتي مرگبار آنان را فراگرفت.

در تيرماه 1378، كميسيون فرهنگي مجلس پنجم ، طرحي را با عنوان «اصلاحيه قانون مطبوعات » در چهار بند به تصويب رساند كه مواد آن عبارت بودند از:
الف ) ممنوعيت فعاليت مطبوعاتي براي عوامل بيگانه ، اعضاي گروهك هاي تروريستي و ضدانقلاب ، جاسوسان، وابستگان و سردمداران رژيم طاغوت و...
ب ) منع شدن مطبوعات كشور از دريافت كمك مالي از كشورهاي بيگانه
ج ) ضمانت اجرايي براي مقابله با افراد دولتي يا غيردولتي كه نشريات را براي چاپ مطلب يا مقاله اي زير فشار قرار داده يا آنها را وادار به سانسور نمايند. (در قانون مطبوعات با تأكيد بر آزادي بيان و قلم و براي پيشگيري از اعمال قدرت مسئولان بر مطبوعات ، تصريح شده بود كه اگر مطبوعات دولتي يا غيردولتي از اين ماده تخلف كنند به حكم دادگاه از خدمات دولتي منفصل و يا تعزيز خواهند شد.»
د) لزوم التزام عملي مديران مسئول و صاحبان امتياز نشريات به قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران .
¤ بازي خطرناك چگونه كليد خورد
همزمان با ارسال اصلاحيه قانون مطبوعات به هيأت رئيسه مجلس ، مجمع روحانيون مبارز با صدور اطلاعيه اي كه در روزنامه ايران 12 تير 78 به چاپ رسيد، اعلام كرد: «طرحي توسط تعدادي از نمايندگان مجلس در دستور كار مجلس قرار گرفته كه فقط تهديد كننده مطبوعات است و سايه استبداد را بر فضاي مطبوعات كشور مي گستراند. اعمال محدوديت و ممنوعيت همان طور كه در گذشته نتيجه اي مطلوب در پي نداشته ، اينك نيز چنين دستاوردي نخواهد داشت .»
همچنين روزنامه نشاط در تاريخ 13 تير با انتشار بيانيه شوراي شهر تهران و سردبير 10 نشريه دوم خردادي نسبت به طرح اين اصلاحيه در مجلس هشدار داد.
روزنامه سلام هم در 15 تير يعني يك روز مانده به مطرح شدن اصلاحيه در صحن علني مجلس ، اقدام به انتشار سند محرمانه منتسب به وزارت اطلاعات نمود و با تيتر درشت نوشت : «سعيد اسلامي پيشنهاد اصلاح قانون مطبوعات را داده است .»
انتشار اين نامه توسط روزنامه سلام ، تعجب همگان را برانگيخت . روزنامه نشاط ـ ارگان غيررسمي نهضت آزادي ـ در واكنش به انتشار اين نامه نوشت : «خطر ريسك (انتشار نامه محرمانه وزارت اطلاعات ) به اندازه اي بود كه حتي سعيد حجاريان نيز صلاح را در آن دانست كه چنين بازي خطرناكي را به موسوي خوئيني ها بسپارد. سعيد حجاريان به سردبيرانش توصيه كرده بود كه فتيله را پايين بكشند و اگر خبري يا نامه اي افشاگرانه در دست دارند، آن را به همكاران ديگري كه احتمالاً حاشيه امنيتي قوي تري دارند، بسپارند.»
به صحنه آوردن مدير مسئول روزنامه سلام ـ آقاي موسوي خوئيني ها ـ با هدف ايجاد هزينه اي غيرقابل پرداخت و در نتيجه عدم تصويب اصلاحيه قانون مطبوعات صورت پذيرفت اما با شكايت وزارت اطلاعات و تعدادي از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي ، پرونده اتهامي وي به دادگاه ويژه روحانيت ارجاع داده شد و با احتساب حكم تعليقي سال 1372، روزنامه سلام تا تعيين تكليف نهايي تعطيل شد.
تجديدنظرطلبان كه با اعلام حكم توقيف روزنامه سلام دچار غافلگيري شده بودند، به هشدار و تهديد روي آوردند.
روزنامه هاي زنجيره اي در اقدامي هماهنگ ، تعطيلي روزنامه سلام را مهمترين سوژه خبري خود قرار دادند و ازآن به عنوان «اقدامي غيرقانوني »، «مقابله با دولت » و «مخالفت با توسعه سياسي » ياد كردند. روزنامه نشاط با عبارت معناداري در زير تصوير مدير مسئول روزنامه سلام نوشت : «آيا محافظه كاران هزينه به صحنه آوردن آقاي موسوي خوئيني ها را محاسبه كرده اند؟» و روزنامه صبح امروز با مدير مسئولي سعيد حجاريان ، در نخستين روز توقيف روزنامه سلام تصريح كرد: «بايد به ياد داشته باشيم كه بازي دموكراسي ، اگرچه بازي ناميده مي شود، ولي اگر قواعد آن را پذيرفتيم ، ديگر بازي نيست . رأي مردم به جمهوري اسلامي ، رأي به دموكراسي است و اگر اين قاعده چه در مطبوعات و چه در انتخابات در هم شكسته شود، آنگاه سياست ورزي به پايان مي رسد.»
نويسنده مذكور سپس با تهديد تلويحي مبني بر افشاي اسناد ديگري ، نوشت : «آيا اگر كسي توانست اسناد ديگري از طرح هاي سعيد اسلامي به دست آورد، آيا بايد به مجازات هشدار دادن به مردم ، به خاطر آن از ادامه فعاليت سياسي باز ماند. به سهم خود از مردم مي خواهيم هر اطلاعاتي كه از سعيد امامي و محافل سراغ دارند به روزنامه بفرستند.»
هماهنگي روزنامه هاي پنجشنبه 17 تير در اختصاص تيترها و سرمقاله هاي خود به عواقب غيرقابل پيش بيني و كنترل توقيف روزنامه سلام ، نشان از آن داشت كه يك تيم پشت پرده، هدايت اين جريان را برعهده دارد؛ چرا كه خبر توقيف روزنامه سلام ساعت 10 شب اعلام گرديد و آن زماني بود كه اكثر روزنامه مي بايست با انجام مراحل نهايي ، صفحات روزنامه ها را به چاپخانه مي فرستادند تا در توزيع فردا صبح خود دچار مشكل نشوند. روز پنجشنبه 17 تير، 10 روزنامه زنجيره اي با تيترهايي چون «محدوديت مطبوعات خشم مردم را شعله ور خواهد كرد»، «زمان حامل حوادث خشونت بار است »، «نظام بايد هزينه هاي سنگيني بپردازد»، «دانشجويان ساكت نخواهند نشست »، «ورود به قلعه چپ گرايان يك ريسك خطرناك براي محافظه كاران است »، «مقابله با دولت و مخالفت با توسعه سياسي » و «پايان سياست ورزي »، درصدد القاي فضاي بحراني و ناآرامي به جامعه برآمدند تا در همان شب عليرضا نوري زاده ، مفسر راديو بي بي سي در تقدير از عملكرد مطبوعات اصلاح طلب بگويد: «ما بايد سرافراز باشيم كه پرچمداران جامعه مدني در ايران يعني نشريات نشاط ، صبح امروز، خرداد، همشهري و ايران ، مراكز قدرت را نشانه رفته اند و با زير سؤال بردن مشروعيت و مقبوليت نظام اسلامي ، چالشي جدي فراروي حاكمان اسلامي گشوده اند.»
ادامه مطلب رو فقط شما بخوانيد
جورج پيرو: در مورد سران عرب صحبت کنید.
صدام حسین: جمال عبدالناصر رييسجمهور مصر در سال 1967 هنگامى كه در جنگ شكست خورد، هنوز مورد احترام همگان بود. به نظرمن جمال عبدالناصر مىتوانست نماينده همه اعراب در جهان باشد، ولى بقيه سران عرب ضعيف بودند. در واقع جمال عبدالناصر تنها رهبرى بود كه تودههاى مردم در كشورهاى عربى روابط خوبى با وى داشتند و با وجود اينكه در جنگ شكست خورد؛ ولى احترام مردم را از دست نداد. توقعات مردم بيش از آن بود كه جمال عبدالناصر مىتوانست به آنها بدهد. شكست در جنگ در واقع توانائىهاى وى و ارتش مصر را نشان داده بود. اين جنگ ضعفهاى داخلى مصر را نيز نشان داد. عبدالحكيم عامر فرمانده ارتش مصر، به ناصر اجازه نمىداد كه در مسائل نظامى دخالت كند. با وجود اينكه ناصر رهبر كشور بود و هنگامى كه بعد از ناكامى در جنگ استعفا كرد، ميليونها شهروند به طرفدارى از اين رهبر به تظاهرات پرداختند. به نظرمن، وى بيشتر به سياستهاى بينالمللى اعتماد داشت و به آمادهسازى مردم و ارتشش كمتر اهميت مىداد.در جنگ اعراب و اسرائيل در سال 1973 انور سادات كه معاون جمال عبدالناصر بود، نتوانست اميد و آرزوهاى اعراب را تحقق بخشد. سادات هدف و آرمان معينى نداشت و تصميم نداشت هيچ اقدامى در مورد تجاوزهاى اسرائيل در سال 1948 انجام دهد.از آنجا كه سادات مرد آرمانگرایی نبود، نمىتوانست شور و حماسه را در ارتش مصر تحريك كند. من حاضرم همه چيز را بحث كنم، به شرط اينكه مردم، دوستان و ارتش عراق جريحهدار نشوند. مثالى در مورد عراق میزنم. هنگامى كه در سال 1964 حزب بعث به رهبرى احمد حسن البكر و رهبرى شاخه نظامى آن (خودم) عليه رييس وقت عراق كودتاى نافرجامى داشتند، وى در آنجا به همه چيز اعتراف كرد و بيان كرد كه مسئوليت اقدامات همگان را تقبل كرده، بدون اينكه نام شخص ديگرى را افشا كند. انور سادات در واقع شرف خود را با امضاى معاهده كمپ ديويد از دست داد و علاوه بر اين، اوضاع اقتصادى مردم مصر در زمان انور سادات برخلاف دوره جمال عبدالناصر بسيار وخيم شده بود. در زمان ناصر بازارهاى مصر بر جهان عرب باز شده بود.
جورج پیرو: چرا سوریه در جریان جنگ 1973 از نیروهای عراقی استقبال نکرده و آنها را به دسیسهچینی متهم کرد؟
صدام حسین: هيچكس بهتر و كريمتر از مردم عراق نيست. در مقابل سوريه حتى از دادن نقشهها و تجهيزات تماس و ساير امكانات ضرورى براى جنگ عليه اسرائيل در كنار ساير نيروهاى عربى خوددارى كرد. اين ناتوانها سر از پاى خود نمىشناختند و اوضاع بسيار دشوار شده بود. شايد اصلا سوريه آن موقع نقشه در اختيار نداشت. شما اين اطلاعات را براى چه میخواهد و چه كسانى از آن مطلع مىشوند؟
جورج پیرو: من نماينده دولت آمريكا هستم و برخى از مقامات عالى رتبه از اين مصاحبهها مطلع مىشوند كه رييسجمهور آمریکا مىتواند يكى از آنها باشد.
صدام حسین: مانعى نمىبينم حتى اگر بازجويان ديگرى هم مىخواهند به شما ملحق شوند. اگر قرار است این تحقیقات منتشر شود، حتما باید به زبان انگلیسی یا عربی باشد.
ادامه مطلب رو فقط شما بخوانيد
جورج پيرو: اين جلسه نيز در مورد اشغال كويت توسط عراق است.
صدام حسين: من شخصا نقشه حمله به کویت را كشيدم و از آنجا كه كويت از لحاظ جغرافيا يك زمين باز است، اشغال آن احتياجى به نقشه و منابع قدرت ندارد. هر كسى كه اندك تجربه نظامى داشته باشد، مىتواند يك نقشه مؤثر و موفق راطراحی كند. اشغالکویت حدود دو ساعت و نيم وقت گرفت و هميناندازه نيز براى آن وقت در نظر گرفته بودیم؛ ولى عملا اين امر نبايد بيش از يك ساعت وقت بگيرد. با توجه به محبت مردم كويت به من، تصرف كويت بايد در مدت زمان كمترى صورت مىگرفت. من در جلسات سابق نیز گفته بودم که مردم كويت از عراق خواسته بودند كه آنها را از شر رهبرانشان نجات دهند.
جورج پیرو: چگونه شهروندان كويتى اين خواسته خود را به اطلاع شما رساندند؟
صدام حسین: برخى از شهروندان و نه همه آنها اين علاقه را داشتند و ما اين علاقه آنها را احساس كرديم.
جورج پيرو: نیروهای عراقی به چه علت به شهر ساحلی خفجی حمله کردند و چه کسی چنین دستوری داد؟
صدام حسین: من بودم كه نقشه اين حمله را كشيدم و تصميم ندارم مسئوليت اقدامات خودم را به دوش ديگران بياندازم. بعد از تجربه جنگ هشت ساله با ايران از سال 1980 تا 1988 اين كار بسيار آسان بود. هر طرح نظامى نياز به اطلاعاتى در مورد جغرافياى منطقه، سلاح و توانائىهاى دشمن دارد. همچنين شناخت توانائىهاى خود، ميزان آموزش و امكانات لجستيكى و روحيه سربازان خودى لازم است. اصولا طرح حمله به شهر خفجى يك طرح ساده بود. زمين اين شهر مانند زمين شهرهاى جنوب عراق باز است و هيچ موانع طبيعى در آن وجود ندارد و تنها عامل نگرانى ما نيروى هوايى دشمن بود.
ادامه مطلب رو فقط شما بخوانيد
ايالات متحده بعد از اشغال عراق حدود بيست بازجويى رسمى از صدام حسين رييسجمهور سابق عراق به عمل آورد. اين بازجويىها توسط «جورج پيرو» بازجوى «اف بى آی» بين 7 فوريه 2004 تا 28 ژوئن همان سال انجام گرفته و ايالات متحده بعد از مدتى اجازه داد كه اين اسناد محرمانه، علنى شده و در اختيار رسانهها قرار بگيرد. روزنامه فرامنطقهای الشرقالاوسط اقدام به انتشار بخشهایی از این اعترافها کرده است. پایگاه اینترنتی پرس.تی.وی ـ بیروت، ترجمه این اعترافها را طی چند قسمت منتشر میکند. متن زیر، پرسش و پاسخهای جورج پیرو و صدام حسین در دهمین جلسه بازجویی است.
جلسه دهم در تاريخ 27 فوريه 2004:
جورج پيرو: عكس العمل دولت عراق در مورد قطعنامه 662 سازمان ملل چه بود؟
صدام حسين: اين قطعنامه هيچ چيزى را تغيير نداد. هنگامى كه ايالات متحده تصميم گرفت به عراق حمله كند، هيچ راه حل سياسى در پيش روى ما نبود، جز اينكه كويت را به خاك عراق ضمیمه كنيم. سربازان عراقى تنها از طريق ضميمه شدن كويت به خاك عراق انگيزه كافى براى دفاع از سرزمين خود مىيافتند و در واقع اين ايالات متحده بود كه ما را مجبور به اين كار نمود.
جورج پيرو: قطعنامه 662 سازمان ملل قبل از هر اقدام ارتش آمريكا و نيروهاى همپيمان بود.
صدام حسین: حضور دشمنان را از همان زمان در عربستان احساس مىكرديم. در واقع نيروهاى دشمن همزمان با اين قطعنامهها به منطقه آمده بودند. سازمان ملل در هشت سال جنگ ايران و عراق بدون هيچ اقدامى، فقط ما را تماشا مىكرد. هنگامى كه بعد از هشت سال ما نزديك بود كه بر نيروهاى ايرانى پيروز شويم، سازمان ملل پيشنهاد آتشبس داد و ايرانىها از ترسشان اين آتشبس را پذيرفتند. مواضع سازمان ملل در جنگ ايران و عراق به هيچ وجه مثبت نبود. در واقع برخى قدرتهاى بزرگ تمايل داشتند كه تمام قدرت دو كشور تا آخرين لحظه فرسوده شود. سازمان ملل در واقع در امور همگان دخالت مىكند و به عنوان دليلى بر اقدامات منفى سازمان ملل باید بگویم که با توجه عضويت عراق در سازمان ملل باید مانع جنگ 1991 عليه عراق مىشد.
جورج پيرو: سازمان ملل و سایر کشورها چه تلاشی برای عدم اشغال کویت یا عقبنشینی از آن پس از اشغال صورت دادند؟
صدام حسین: عملا هيچ تلاشى براى عدم اشغال كويت صورت نگرفت. شوروى طرحى را براى عقبنشينى از كويت ارائه داد و عراق نيز آن را پذيرفت؛ ولى سازمان ملل اين پيشنهاد را نپذيرفت. به نظر من مصر هيچ پيشنهادى در اين مورد ارائه نداد. در مقابل عراق در 12 آگوست 1990 راهكارى را براى حل بحران در همه منطقه پيشنهاد مىدهد كه شامل اجراى قطعنامه سازمان ملل در مورد سرزمينهایى كه اسرائيل اشغال نموده در كنار ساير قطعنامههاى مربوط به عراق است؛ ولى اين راهكار پذيرفته نشد. من از جانبدارى سازمان ملل از اسرائيل انتقاد دارم و میپرسم چرا سازمان ملل، اسرائيل را به خاطر عدم اجراى قطعنامهها تحت فشار قرار نمىدهد؟ سازمان ملل هميشه از اشتباهات اسرائيل چشمپوشى مىكند ولى هيچگاه از اشتباهات عراق چشمپوشى نمىكند.
ادامه مطلب رو فقط شما بخوانيد
|
باوجود ممنوعیت قانونی اقدام امریکا برای ترورهای سیاسی در خارج از این کشور، اسناد و مدارک تلاشهای گسترده واشنگتن در این زمینه را که حتی بالاترین مقامات دولتی امریکا درآن نقش داشتند، نشان می دهد. | |
شبکه تلویزیونی الجزیره انگلیسی گزارش داد، دیک چنی معاون سابق رئیس جمهور امریکا ، در زمان حضورش در کاخ سفید نقش زیادی در اقدامات سازمان جاسوسی امریکا "سیا " برای ترورهای سیاسی داشته است. سیا در اوایل دهه 1950 فهرستی از عناصر و مقامات گواتمالایی را تهیه کرد تا درصورت موفقیت آنچه که کودتای ضدکمونیستی می خواند ، آنها را حذف کند. اسناد رسمی سازمان سیا نشان می دهد که این طرح هرگز اجرا نشد. در سال 1975 یکی از کمیته های سنای امریکا اعلام کرد 4 شاهد و مدرک عینی وجود دارد مبنی بر اینکه سیا دستکم 8 بار تلاش کرده است فیدل کاسترو، رهبر سابق کوبا، را بکشد. در نتیجه جرالد فورد، رئیس جمهور وقت امریکا، دستوری صادر کرد که در آن شرکت نیروهای دولتی امریکا در ترورهای سیاسی ممنوع شد. رونالد ریگان، رئیس جمهور پیشین امریکا، این ممنوعیت را تایید کرد و ادامه داد اما در سال 1986 وی دستوری درباره لیبی صادر کرد . یکی از اهداف این دستور، خانواده معمر قذافی رهبر لیبی بود البته معمر قذافی از تلاش برای سوء قصد نجات یافت اما دخترخوانده وی کشته شد. پس از حملات 11 سپتامبر امریکا در سال 2001 جرج بوش ، رئیس جمهور سابق امریکا، دستوری صادر کرد که براساس آن سیا ملزم به اجرای عملیات مخفیانه مرگبار در کشورهای دیگر شد. |
این کتاب که نوشته مشترک جان ارل هینس، هاردی کله هر و الکساندر واسیلی یف به شمار می رود، نشان می دهد که ارنست همینگوی نویسنده برجسته امریکایی مدت ها در فهرست عوامل ک. گ. ب در امریکا قرار داشته است.

این کتاب که بر اساس یادداشت های واسیلی یف افسر سابق ک.گ.ب بنا شده آمده است، همینگوی در سال 1941 پیش از سفر شخصی خود به چین با نام سازمانی " آرگو " به استخدام ک. گ. ب در می آید.
واسیلی یف می گوید، همینگوی بارها در دیدار خود با عوامل جاسوسی شوروی در هاوانا و لندن در دهه 1940، علاقه و اشتیاق خود را برای همکاری با ک. گ. ب اعلام کرده است.
نگارندگان همچنین مدعی هستند، همینگوی هرگز هیچ اطلاعات سیاسی را در اختیار ک.گ. ب قرار نداده و عملا وارد حرفه جاسوسی نمی شود تا آن جا که در پایان دهه 40 ، مقامات ک. گ. ب او را از فهرست عوامل خود خارج می سازند.
این در حالی است که این گزارش ها با تلاش های همینگوی برای همکاری با ارتش امریکا در جنگ جهانی دوم در قایق ماهیگیری اش " ال پیلار " همخوانی ندارد.
از کتاب های مشهور همینگوی که تا کنون به زبان فارسی برگردانده شده است می توان به پیر مرد و دریا، این ناقوس مرگ کیست ؟، برف های کلیمانجارو و وداع با اسلحه اشاره کرد.
عبدالرضا داوري*:جريان ليبرال پس از غائله کوي دانشگاه در پي آن بود که با دامن زدن به شايعه کشتار دانشجويان, افکار عمومي جامعه را به چالش فراخوانده تا زمينه استمرار تنازعات اجتماعي را با تکيه بر توهم خونخواهي فراهم آورد. |
پس از غائله کوي دانشگاه تهران و آشوبهاي خياباني پس از آن, تحليلها و ارزيابي هاي فراواني از سوي جريانهاي فکري و سياسي جامعه انتشار يافت که هر يک از منظري ويژه به اين برهه زماني نگريستند، اما در اين بين انتشار شماره 55 ماهنامه « ايران فردا » , که مجموعه کاملي از آرا و نظرات جريان متمايل به نهضت آزادي را در بر داشته, به ابعاد پنهان و ناگفته هايي از واقعه کوي دانشگاه مي پردازد که در آن مقطع زماني مبناي تحليل وبررسي جديدي قرار گرفت.

پيش از پرداختن به ماهيت و محتواي شماره 55 ماهنامه « ايران فردا » ذکر نکته اي لازم به نظر مي رسد وآن اينست که جريان ليبراليسم به عنوان پايگاه داخلي آمريکا از حساسيت ويژه امپرياليسم در خصوص فتح دانشگاهها آگاهي کامل داشته و از همان ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي تا کنون با جريان سازي حساب شده درصدد برآمد که دانشگاه را از اهداف وآرمانهاي انقلاب منحرف سازد. اين حرکت در سال 58 وبه شکلي رسمي با ارائه طرح « استقلال دانشگاهها » دنبال شد که به صورت مرموز و موذيانه هدف جدا کردن دانشگاه را از پيکره نظام در دستور کار خود داشت.
جريان ليبرال پس از آنکه در سال 60 ضربات جدي از مردم انقلابيمان دريافت داشت به گوشه انزوا خزيد و در اين مدت به بازسازي نيروها و کادر خويش پرداخت و از سال 68 و پس از گشايش نسبي در فضاي فرهنگي سياسي جامعه, ارتباطي منسجم و ارگانيک را با بدنه دانشجويي برقرار و تزريق آرمانهاي ضدانقلابي را به دانشگاه به طور جدي آغاز کرد که اين بار, استحاله دروني دانشگاه و انفکاک ميان دانشجويان و ارکان نظام را دنبال مي کرد.
با اين مقدمه به تحليل و بررسي شماره پنجاه و پنجم ماهنامه « ايران فردا » پرداخته تا بتوان به نقش پيدا و پنهان جريان ليبراليسم در پروژه "شهيد سازي" در غائله کوي دانشگاه تهران وقوف يافت.
ادامه مطلب رو فقط شما بخوانيد
وي که سردبيري روزنامه "انديشه نو" را در زمان انتخابات به عهده داشته است، با اشاره به نقش سران اصلي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي در ستاد انتخاباتي ميرحسين موسوي تاکيد کرد که " مصطفي تاج زاده " يکي از اعضاي ارشد سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، فکر دهنده اصلي ستاد 88 بود که بعد از دستگيري وي، ارتباط اعضاي اين ستاد که در کل کشور پراکنده بودند با فکر دهنده اصلي آنان قطع شد.

مهدوي همچنين با اشاره به نقش " بهزاد نبوي" دبير اجرايي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي در خط دهي و ساماندهي سايتهاي خبري و روزنامه هاي اصلاح طلب حامي موسوي اظهار داشت: نبوي از سال 1380 به صورت هفتگي جلساتي را با مسوولان نشريات دوم خردادي و سايت هاي خبري وابسته به اين جريان براي خط دهي به آنان برگزار ميکرد که اين نشست ها تا اين انتخابات نيز ادامه داشت.
عضو شوراي مرکزي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي تاکيد کرد که پروژه " القاي تقلب در انتخابات" به صورت يک پروژه چند مرحله اي از سوي حاميان موسوي انجام شد که مرحله نهايي آن اعلام پيروزي موسوي پيش از پايان راي گيري در 22 خرداد بود.
وي تاکيد کرد: بيانيه هاي و مشي احزاب حامي موسوي پس از انتخابات نشان ميدهد که آنان ميخواهند مطالبات خود را خارج از حيطه قانون و نظام جمهوري اسلامي ادامه دهند.
مهدوي با اشاره به خطاهايي که موسوي از زمان اعلام آمادگي نامزدي تا زمان انتخابات مرتکب شد، تاکيد کرد: فاصله گرفتن موسوي با اصول مهندس موسوي به عنوان نخست وزير دوران جنگ و امام ، نخستين اشتباهي بود که موسوي مرتکب شد در حالي که اگر همان رويه را پيگيري ميکرد و در دام گروههاي حامياش که نقش گروههاي فشار را براي او بازي کردند نمي افتاد، سبد راي بيشتري در بين مردم ايران داشت.
سردبير روزنامه انديشه نو، بيراهه رفتن در شعار و همصدايي با جريانات خارج از کشور و عدم ارتباط موسوي با توده مردم را از ديگر علل شکست موسوي در انتخابات 22 خرداد برشمرد.
** بهزاد نبوي مسووليت القاي تقلب در انتخابات را بر عهده داشت
عضو شوراي مرکزي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي اعلام کرد که "بهزاد نبوي" به خاطر ارتباط هفتگي و مستمر با مسوولان سايتهاي خبري و نشريات اصلاحطلب مسوول القاي تقلب در انتخابات به جامعه بوده است.
مهدوي اظهار داشت: در اين دوره از انتخابات شاهد حضور نامزدي بوديم که فلسفه حضور خود را بازگشست قوه مجريه به قانون عنوان ميکرد اما خودش از شامگاه رايگيري در 22 خرداد از مسير قانون منحرف شد.
ادامه مطلب رو فقط شما بخوانيد

هشتسال رياستجمهوري سيدمحمد خاتمي آبستن رويدادها و به عبارت بهتر بحرانهايي بود كه شانتاژ خبري و اطلاعرساني برخي جريانهاي سياسي مانع از كشف بسياري از واقعيتها شد.
مشاركت گسترده مردم در دوم خرداد سال 1376، رويداد سياسي غيرمنتظرهاي بود كه برداشتها و تحليلهاي مختلف و بيسابقهاي درباره آن بيان شد. تحليلهايي كه از سوي فعالان حزب مشاركت قبل از تشكيل حزب مذكور بيان ميشد، رخداد دوم خرداد به گونهاي معرفي ميشد تا اعضاي اين حزب از نتايج آن استفاده كنند. در برخي از اين تحليلها، جبهه دوم خرداد، انقلاب و فراتر از نظام اسلامي و چارچوبهاي آن ارزيابي ميشد! در ديگري به مقايسه رخداد دوم خرداد 1376 با انقلاب اسلامي در 1357 پرداخته و اينگونه نتيجهگيري شد كه «در هر دو واقعه جامعه در معرض نوسازي و مردم خواهان مشاركت گسترده بودهاند، با اين تفاوت كه اصليترين ويژگي انقلاب، خشونتبار بودن آن است! در حالي كه دوم خرداد فاقد اين جنبه بود و به اين دليل انقلاب آرام، خيزش جديد و اصلاحات راديكال ناميده شده است». اينها جملاتي از كتاب جنجالي «آسيبشناسي تاسيس حزب مشاركت» است كه از سوي مركز اسناد انقلاب اسلامي به چاپ رسيده است. در اين كتاب نقش حزب مشاركت در دولت اصلاحات و مجلس ششم مورد بررسي قرار گرفته است. هشتسال رياستجمهوري سيدمحمد خاتمي آبستن رويدادها و به عبارت بهتر بحرانهايي بود كه شانتاژ خبري و اطلاعرساني برخي جريانهاي سياسي مانع از كشف بسياري از واقعيتها شد. مركز اسناد انقلاب اسلامي با ارائه كتاب «آسيبشناسي حزب مشاركت» بخشي از وقايع تاملبرانگيز اين دوره را مورد بررسي قرار داده است. قتلهاي زنجيرهاي، مرگ سعيد امامي، ماجراي كوي دانشگاه، انتخابات مجلس ششم، تحصن مجلس ششميها و... كه حزب مشاركت در برخي از آنها نقش مستقيم ايفا ميكرده از بخشهاي اصلي اين كتاب است. در اينجا چند قسمت از موضوعات اين كتاب جنجالي در اختيار خوانندگان قرار ميگيرد.
قتلهاي زنجيرهاي
قتلهاي زنجيرهاي جزو جنجاليترين پروندههايي محسوب ميشود كه در دولت هفتم رخ داد و موجبات سوءاستفاده فراوان بيگانگان را فراهم آورد. در ابتدا نيروهاي ارزشي مورد اتهام قرار گرفتند اما با افشاگريهاي روحاللهحسينيان روند اطلاعرساني در اين زمينه تغيير كرد. به عقيده نگارنده كتاب، حزب مشاركت عامل اصلي اين جنجال بود. در اين كتاب درباره اين پرونده اينگونه آمده است: در تاريخ 15/10/1377 وزارت اطلاعات با انتشار بيانيهاي قتلهاي آذرماه آن سال را كه در آن داريوش و پروانه فروهر، محمد مختاري و محمدجعفر پوينده به طرز فجيعي به قتل رسيده بودند، به معدودي از عوامل خودسر اين وزارت نسبت داد: «وزارت اطلاعات بنا به وظيفه قانوني و به دنبال دستورات صريح مقام معظم رهبري و رئيس محترم جمهوري، كشف و ريشهكني اين پديده شوم را در اولويت كاري خود قرار داد و موفق گرديد شبكه مزبور را شناسايي، دستگير و تحت تعقيب قرار دهد و با كمال تاسف معدودي از همكاران مسؤوليتناشناس، كجانديش و خودسر اين وزارت كه بيشك آلتدست عوامل پنهان قرار گرفته و در جهت مطامع بيگانگان دست به اين اعمال جنايتكارانه زدهاند، در ميان آنها وجود دارند. اين اعمال جنايتكارانه نهتنها خيانت به سربازان گمنام امام زمان (عج) محسوب ميشود بلكه لطمه بزرگي به اعتبار نظام جمهوري اسلامي ايران وارد آورده است...».
در فتنه قتلهاي سال 1377 موسوم به قتلهاي زنجيرهاي، در حالي كه هنوز موضوع قتلها ابعاد روشني نيافته بود و همه گروهها اين جنايات را محكوم ميكردند، مشاركتيها به همراه ملي – مذهبيها و راديوهاي ضدانقلاب، انگشت اشاره خود را به سوي جناح ارزشگرا نشانه گرفتند. عزتالله سحابي، رهبر ملي – مذهبيها كه به اتهام براندازي بازداشت و اعترافات تكاندهندهاي در رابطه با كودتا عليه نظام داشت، اينچنين جناح اصولگرا را به اجراي قتلها متهم ميسازد: «انتساب جنايتهاي اخير به جناح انحصار غيرقابل انكار است چرا كه نظريهپردازها، مبلغها، مجوز شرعي صادركنها و فتوابدهها، همه در اين جناح مقابل قرار دارند».
ادامه مطلب رو فقط شما بخوانيد






